درباره ما تماس با ما پارسی العربیه English
شنبه | 1400/07/24
انديشه سياسى، مفهوم و چيستي
تاریخ درج مطلب 1395/01/22
منبع : ابوالحسن حسني-باشگاه اندیشه

انديشه سياسى، مفهوم و چيستي

چيستى انديشه

در نزد منطق‏ دانان، فكر يا انديشه، حاصل دو حركتِ تعريف شده است: حركت از مجهول مطلوب به سوى معلومات و از معلومات به سوى مجهول مطلوب، براى روشن ساختن مجهول.(1) مرحوم مظفر با دقتى بيشتر، فكر را چنين تعريف كرده است:

«اجراء عملية عقلية فى المعلومات الحاضرة لأجل الوصول إلى المطلوب»؛(2) انجام عمليات عقلى در معلومات حاضر در ذهن، براى دستيابى به مطلوب.

وى در اين عمليات عقلى، پنج مرحله را از هم تفكيك كرده است:

  1. روبرو شدن با مشكل كه همان مجهول است.
  2. شناخت نوع مشكل، چرا كه گاهى با مشكلى روبرو هستيم كه از نوع آن آگاهى نداريم.
  3. حركت عقل مرحله اول، از مشكل به معلوماتى كه نزدش آموخته است.
  4. حركت عقل مرحله دوم ميان معلومات، براى بررسى آنها تا آنچه را براى مشكل مناسب است، گرد آورى‏كرده، در جهت حل آن مشكل به سامان آورد.(3)
  5. حركت عقل مرحله سوم از معلومات گردآورى شده، از آنچه نزد او است، به سوى مطلوب.

اين تعريف از فكر، تنها ويژه تحصيل نظريات به اصطلاح منطق‏ دانان است و شامل همه اقسام انديشه نمى‏شود. در حقيقت، سه قسم انديشه وجود دارد:

  1. انديشه براى كسب بديهيات.
  2. انديشه براى كسب نظريات.
  3. انديشه براى جعل اعتباريات.

انديشه براى كسب بديهيات، به جهت تقدم معرفت شناختى ‏اش، بر انديشه براى كسب نظريات، آشكارا مهم‏تر است. بديهيات، به خودى خود در ذهن حاضر نيستند و كسب آنها به تأمل و تعمق عقلى نياز دارد؛ اما در اين عمل عقلى، عقل نه به معلومات قبلى خود، بلكه به خود واقعيت توجه مى‏كند و بى واسطه درباره خود واقعيت مى‏انديشد و از آن تصور يا تصديق را انتزاع مى‏كند.(4)

قسم سوم انديشه، انديشه براى جعل اعتباريات، در حيات بشرى، به ويژه حيات اجتماعى بشرى اهميت عملى بسيار زيادى دارد و بر خلاف دو قسم پيشين انديشه، انديشمند در پى كشف واقعيت نيست، بلكه به جعل اعتباريات لازم براى حيات اجتماعى ‏اش مى‏پردازد.

اعتبار دو قسم است: ادبى و قانونى. اعتبار ادبى براى تأثير در احساسات فرد يا جامعه است و با ذوق و امور نفسانى انسان پيوند دارد؛ ولى اعتبار قانونى، براى مصلحت فردى يا اجتماعى ساخته مى‏شود و با جنبه رفتارى فرد يا جامعه پيوند دارد، پس هدف اعتبار قانونى، هدايت فرد يا جامعه به سوى تحقق مصلحت يا دور كردن از مفسده است. همچنين اعتبار ادبى در خارج تحقق نمى ‏يابد، بلكه اثر روانى يا فرهنگى آن محقق مى ‏شود و در آن مراد استعمالى با مراد جدى مطابقت ندارد، در حالى كه خودِ اعتبار قانونى در خارج محقق مى‏ شود و در آن مراد استعمالى با مراد جدى يكسان است. از آنجا كه اعتبارات سياسى از قسم اعتبارات قانونى‏اند؛ ما توجه خود را به انديشه براى جعل اين قسم از اعتبار معطوف مى‏ كنيم. در اين قسم انديشه، براى اعتبارات پايه، مراحل زير قابل تشخيص است:

  1. مواجهه با مشكل كه همان نياز است.
  2. شناخت نوع نياز (منشأ اعتبار)؛ در غير اين صورت نمى‏توان دريافت، چه چيزى برآورنده نياز است.
  3. انتخاب هدف حل مشكل(5)؛ در غير اين صورت نيز نمى‏توان دريافت، چه چيزى برآورنده نياز است.
  4. حركت عقلى در ميان حقايق براى انتخاب مبدأ اعتبار؛ مبدأ اعتبار امرى واقعى است و ويژگى ‏ها و آثارى دارد كه ابداع امرى با آثار شبيه به آن، اما داراى ماهيتى متناسب با نوع نياز، نياز را در جهت هدف مورد نظر برمى‏آورد.
  5. تخيل يك فرد مجازى براى مبدأ اعتبار هم هويت با نوع نياز.
  6. انتزاع مفهوم از اسناد ياد شده.

انديشه براى اعتباراتِ فرعى، شيوه‏هاى مختلفى دارد:

  1. توجه به آثار واقعى اعتبار و لغويت و سودمندى اعتبار.
  2. استنتاج منطقى، زيرا استنتاج منطقى به قضاياى حقيقى منحصر نيست؛ هر چند اين استنتاج منطقى در اصطلاح منطقيان، برهان نباشد.
  3. انتقال استدلال از خود اعتباريات به منشأ آنها.(6)

هر يك از اين شيوه‏ هاى انديشه در اعتباريات نيز مراحل ويژه خود را دارد؛ اما در همه اين اقسام دو مرحله اصلى وجود دارد:

  1. توجه به حيات انسانى و اجتماعى و كشف نيازهاى چنين حياتى كه مطلوب انديشمند به شمار مى‏آيند.
  2. يافتن اعتبارات لازم براى برآوردن اين نيازها و جعل اين اعتبارها.

موضوع انديشه سياسى

انديشه سياسى هر چه باشد، انديشه‏اى درباره پديده‏هاى سياسى است. پديده سياسى نيز هر چه باشد، در جامعه سياسى تحقق مى‏يابد. بنابراين، نقطه آغاز بررسى چيستى انديشه سياسى، نظر به جامعه سياسى و شناخت چيستى آن است.

انسان‏ها در كنار يكديگر زندگى مى‏كنند. در كنار يكديگر زندگى كردن جانداران به دو صورت تحقق يافته است: گله‏اى و اجتماعى. در زندگى گله‏اى، افراد گروه در كنار يكديگر زندگى مى‏كنند؛ اما هر يك براى خود مى‏زيند و پايگاه و نقش براى افراد گله در حيات گله‏ اى تعريف شده نيست؛ اما در زندگى اجتماعى، روابطى ميان افراد تعريف مى‏شود و افراد در اجتماع، داراى پايگاه و نقش‏هاى تعريف شده‏اند؛ به گونه‏ اى كه اگر در اجراى اين نقش‏ها، خلل يا سستى صورت بگيرد، جامعه دچار تنش مى‏شود و اگر خلل يا سستى از حد بگذرد، جامعه از هم مى ‏پاشد. در حيات اجتماعى حيواناتى مانند زنبور يا مورچه، اين نقش‏ها به گونه غريزى تعريف شده ‏اند؛ اما براى انسان چنين نقش‏هايى به صورت غريزى تعريف نشده است و براى مثال، هيچ كس به نحو غريزى و تكوين طبيعى پادشاه يا وزير يا خياط يا آشپز نيست. با اينكه انسان بالطبع اجتماعى است؛ در همان حال داراى شعور و اراده فردى است و اين ويژگى موجب مى‏شود كه جامعه انسانى حاصل نظمى غريزى و بدون انگيزه عقلانى نباشد و روابط اجتماعى در يك تعامل عقلانى شكل بگيرند. اين نكته سرچشمه پيدايش جامعه سياسى است.

محمد جواد لاريجانى در تعريف جامعه سياسى مى‏نويسد:

در كنار يكديگر بودنِ ما (تجمع)، داراى ويژگى‏هاى خاصى است: داراى به هم وابستگى سازمان يافته است. براى مثال گروهى نظامى و پليس هستند و وظيفه مراقبت و حفظ نظم را بر عهده دارند تا جان و مال ديگران مورد تعرض واقع نشود. در عوض اين تلاش شبانه روزى، افراد پليس حقوق دريافت مى‏كنند و اين حقوق، مثلاً از جمع‏آورى ماليات تهيه مى‏شود. يعنى، من و تو و ديگرى اين حقوق را مى‏پردازيم. به همين ترتيب، در امر تهيه غذا، مسكن، دارو و نيازهاى حياتى ديگر، همه به هم وابستگى داريم؛ از سوى ديگر، تجمعات در اندازه و در نوعِ وابستگى و شدت و ضعف تفاوت دارند: مردم ده به شهرها و شهرها به گونه‏اى به پايتخت متصل هستند. «تجمع كشور» تا حد زيادى خود كفا است. حداقل در مديريت چنين است. كشورها هم به هم وابستگى، اما از نوع ويژه خود دارند.

موضوع اصلى فلسفه سياسى، اين تجمع است (كه آن را تجمع سياسى يا مدنى مى‏ناميم)، يعنى زندگى در كنار يكديگر، با به هم وابستگى سازمان يافته.(7)

به نظر مى‏آيد كه اين تعريف ناقص بوده و به قيد اساسى سياسى توجه كافى نشده است. «زندگى در كنار يكديگر، با به هم وابستگى سازمان يافته» زندگى اجتماعى است و قيد سياسى، براى اشاره به ويژگى بيشترى است. دكتر صدرا تعريفى از جامعه سياسى مى‏آورد كه دچار اين نقص نيست:

به جامعه انسانى كه بنا به اعتباراتى موصوف به سياسى شده، جامعه سياسى اطلاق مى‏گردد.(8)

اين تعريف، اگرچه نقص پيشين را ندارد، اما مشخص نكرده است كه چه اعتباراتى جامعه انسانى را موصوف به سياسى مى‏كند. با توجه به تعريف‏هاى مختلف از سياست، دو مفهوم كليدى را در تعريف سياست مى‏توان تشخيص داد: قدرت و تدبير؛ البته تحليلى دقيق‏تر نشان مى‏دهد كه اين مفهوم كليدى مفهوم عزت است.(9) از آنجا كه جامعه انسانى با يك تعامل عقلانى حاصل مى‏شود، بدون عطف نظر به چنين مقولاتى نه به وجود مى‏آيد و نه باقى مى‏ماند. بنابراين، هر جامعه انسانى با اراده و آگاهى افراد، معطوف به چنين امورى است و به همين اعتبار، جامعه انسانى به سياسى متصف مى‏شود. پس جامعه سياسى همان جامعه انسانى است؛ اما به اين اعتبار كه با اراده و آگاهى افراد، معطوف به عزت (يا قدرت يا تدبير يا هر امرى كه مفهوم كليدى سياست به شمار آيد) است.

به اين ترتيب، مى‏توان درك كرد كه پديده سياسى چيست. پديده سياسى هر امرى است كه در جامعه سياسى‏از جهت سياسى بودنش پديد آيد و چنين پديدهاى موضوع انديشه سياسى است.

مراحل انديشه سياسى

با توجه به تعريفى كه از انديشه شد، انديشه سياسى مجموعه آراى سياسى نيست، بلكه حركت ذهنى يا علمى براى كسب اين آرا است. زمانى كه از انديشه سياسىِ يك مكتب يا يك شخص سخن به ميان مى‏آيد، هر سه قسم انديشه مدّ نظر است. بنابر اين، انديشه سياسى شامل سه مرحله اساسى زير است:

مرحله اول: نحوه مواجهه با پديده سياسى.

مواجهه با پديده سياسى مستلزم اخذ ديدگاه است. ديدگاه انديشمند از پاسخ او به چنين پرسش‏هايى حاصل مى‏شود:

انديشمند چه پديده‏اى را سياسى مى‏داند؟

انديشمند چه ارزشى براى سياست، به نحو كلى، قائل است؟

چه ارزشى براى پديده سياسىِ موضوع انديشه ‏اش قايل است؟

هدف او از پرسش سياسى و انديشه در پديده‏ هاى سياسى چيست؟

مرحله دوم: تعيين نوع مطلوب‏ها در مواجهه با پديده سياسى

تعيين نوع مطلوب‏ها، مستلزم داشتن يك مدل مفهومى از پديده ‏هاى سياسى است؛ اعم از اينكه مطلوب مجهولى باشد كه بايد كشف شود يا نيازى باشد كه بايد برآورده شود. پديده ‏هاى مركب با مجموعه‏اى از مفاهيم مرتبط با هم درك مى‏شوند. مجموعه مفاهيم مرتبط با هم كه از يك پديده مركب، تصويرى در ذهن درست مى‏كند، مدل مفهومى است. مدل مفهومى زمينه انديشه است، زيرا موضوعات مربوط به حيات انسانى به وسيله چنين مدلى قابل تعريف است و با تعريف اين موضوعات، موضوع براى نظريه تعريف مى‏شود؛ براى مثال در نظام سياست اسلامى مفاهيمى چون حكم الله، حكم جاهليت، ولايت الله، ولايت طاغوت، عدالت، ظلم، موءمن، كافر، منافق، جهاد، اصلاح، فساد، عزت و ذلت در مدل‏هاى مفهومى به كار مى‏روند.

مدل‏هاى مفهومى به اعتبار حقيقى يا اعتبارى بودن موضوع، دو قسم‏اند. مدل‏هاى حقيقى مدل‏هايى ‏اند كه موضوع آنها امور حقيقى است. مدلهاى حقيقى از مفاهيم وجودى و ماهوى تشكيل مى‏شود؛ مانند مدل مفهومى جغرافياى‏سياسى. مدل‏هاى اعتبارى مدل‏هايى‏ اند كه موضوع آنها امور اعتبارى است. مدل‏هاى اعتبارى را مى‏توان از ماهيات مخترعه و احكام (احكام به اصطلاح فقهى و حقوقى و محمولات اخلاقى اعتبارى) مى‏توان تشكيل داد؛ مانند مدل مفهومى فقيهان براى‏موءمن كه از چنين مفاهيمى شكل گرفته است: حرّ (آزاد)، عبد، اسير، مقروض، زن، مرد، ساكن دار الاسلام، ساكن دار الكفر، محارب، عادل، و مانند اين موارد. كافر نيز با مدلى مفهومى شناخته مى‏شود كه از كتب فقه مى‏توان مفاهيم آن را استقصا كرد. مدل مفهومى فقيهان از چنين مفاهيمى بهره مى‏گيرد: دار الاسلام، دار الكفر، دار الحرب، دار الذمه، دار العهد، دار الامان، دار الهدنه و دار الهجره.

اين مدل مفهومى آشكارا با مدل مفهومى يك ليبرال غربى براى‏انسان سياسى يا جغرافياى سياسى متفاوت است و اين نشانگر تفاوت انديشه سياسى اين دو است. يك فقيه، مطلوب خود را ذيل يكى از اين مفاهيم تعيين نوع مى‏كند و يك ليبرال در ذيل مفاهيمى ديگر و يك ماركسيست در ذيل مفاهيمى ديگر.

مرحله سوم: نحوهى يافتن پاسخها به مطلوبهاى سياسى

اگر مشكل انديشمند سياسى پرسشى براى كشف يك واقعيت سياسى باشد، دو نكته در نحوه يافتن پاسخ اهميت اساسى دارند:

- منابع معرفتى انديشمند.

- روش انديشمند در بهره‏گيرى از منابع معرفتى.

اگر مشكل انديشمند سياسى، نيازى در حيات سياسى اجتماعى باشد، بايد برآورده شود؛ در اين صورت امورى كه در نحوه يافتن پاسخ موءثرند، عبارت است بود از:

- جهان‏بينى انديشمند (براى تعيين مبدأ اعتبار).

- منابع معرفتى انديشمند.

- روش انديشمند براى بهره‏گيرى از منابع معرفتى.

- هدف انديشمند از برآوردن نياز.

پى نوشت‏ها:

  1. الليالى المنتظمة فى علم المنطق (شرح منطق منظومه)، ملا هادى سبزوارى، ص8، چاپ سنگى (كتابت 1318).
  2. المنطق، محمد رضا مظفر، ص18، اسماعيليان، 1377، چاپ اول.
  3. از حيث روان شناختى انديشه مى‏تواند شامل حركت‏هاى ذهنى باشد. اما اگر به جامعه شناسى علم توجه داشته باشيم، خواهيم ديد كه در عمل، حركت اول و دوم تنها حيث ذهنى ندارند. يك پرسش‏گر تنها به محتويات ذهنى خود مراجعه نمى‏كند و تنها به دسته بندى آنها براى يافتن معلومات مناسب با مجهول نمى ‏پردازد، بلكه به آنچه در جامعه علمى يافت شده، مراجعه مى‏كند و با دسته بندى آنها معلومات مناسب با مجهول خود را رديابى مى‏كند تا بدان دست يابد و سپس حركت سوم را كه فقط حيث ذهنى دارد، انجام مى‏دهد. بنابر اين، بهتر است با توسعه در اين تعريف، دو حركت اول را به حركت علمى در جامعه علمى نيز تعميم دهيم. اين نكته، به نحو اولى، شامل انديشه براى جعل اعتباريات نيز مى‏شود.
  4. به نظر مى‏رسد كه آقاى عبدالكريمى آنجا كه از تفكر غير مفهومى سخن مى‏گويد، منظورش همين نكته باشد و البته در غير اين صورت، سخن ايشان مبهم بوده و به روشنگرى نياز دارد. ر. ك: تفكر و سياست، بيژن عبدالكريمى، ص8 و ص20-18، انتشارات علمى و فرهنگى، 1376، چاپ اول.
  5. هدف حل مشكل غير از رفع نياز است و معنادارى رفع نياز را تأمين مى‏كند. براى نمونه امنيت يك نياز اجتماعى سياسى است كه بايد برآورده شود. اما ايجاد امنيت بايد به حصول چه وضعيتى بينجامد؟ منظور از هدف حل مشكل چنين امرى است.
  6. لاريجانى، صادق، معرفت دينى، ص230، مركز ترجمه و نشر كتاب، 1370، چاپ اول.
  7. رساله‏اى در موضوع و روش فلسفه سياسى، محمد جواد لاريجانى، ص43، سروش، 1380، چاپ اول.
  8. فلسفه سياست، عليرضا صدرا، قسمت دوم، ص357، پايان‏نامه، دانشگاه تربيت مدرس.
  9. به نظر نگارنده، مفهوم اساسى سياست مفهوم عزت است، نه قدرت و نه تدبير. قرار دادن اين دو مفهوم در محور سياست از آنجا نشأت مى‏گيرد كه سياست عمل حاكمان دانسته مى ‏شود؛ نه عمل جمعى جامعه سياسى. در حالى‏كه همه جامعه سياسى نياز به سياست را احساس مى‏كنند و همه با هم بدان اقدام مى‏كنند. قدرت و تدبير نيز از لوازم عملى عزت ‏اند و از اين جهت، هر جامعه سياسى ناچار است به آن توجه كند. بر اين اساس سياست عبارت است از تلاش و مبارزه براى كسب، حفظ و توسعه سطحى و عمقى عزت در جامعه.
برای ارسال نظرات از فرم پایین استفاده کنید.
مسئولیت نوشته ها به عهده نویسندگان آنهاست و نمایش آنها به معنی تایید نظرات آنها نیست.
نام :

پست الکترونیکی :

نظر شما :
خانه بیداری اسلامی
ویژه ها
اینفوگرافی
نشریات خانه بیداری اسلامی
خانه بیداری اسلامی
کتابخانه
خانه بیداری اسلامی
خانه بیداری اسلامی
سایت های وابسته