درباره ما تماس با ما پارسی العربیه English
شنبه | 1400/07/24
راز پايندگي مردم ايران و ماجراي قتل گريبايدوف
تاریخ درج مطلب 1394/11/27
منبع : حسين كلاته: ماهنامه بهارستان - شماره 63 - 1387

راز پايندگي مردم ايران و ماجراي قتل گريبايدوف

ايران در گذشته از اقتدار و عظمت فراواني برخوردار بود. انگلستان و روسيه در آن زمان دو قدرت بزرگ و مطرح دنيا بودند لذا ترفندها و تدابيري انديشيدند تا در جهت تضعيف و تجزيه ايران اقداماتي انجام دهند از اين رو با طرح جنگهايي، مناطق و سرزمينهايي مهم و استراتژيك را از اين كشور جدا نمودند. در جنگ دوم ايران و روس كه شكستي ديگر بر ايران تحميل شد و منجر به پذيرش عهدنامه تركمانچاي شد، دولت روسيه «الكساندر گريبايدوف را با عنوان وزير مختار روانه ايران كرد و ايشان پس از چند روز توقف در تبريز، در پنجم رجب سال 1244 وارد تهران شد». 1

الكساندر گريبايدوف در چهارم ژوئيه 1794 در مسكو متولد شد. در سال 1812 به خدمت نظام وارد و در سال 1814 به نويسندگي و كارهاي ادبي روي آورد. نخستين نمايشنامه وي در سال 1815 به نام «همسران جوان» در سن پطرزبورگ نمايش داده شد. وي در سال 1817 وارد مدرسه عالي وزارت امور خارجه گرديد و چندين نمايشنامه در معرض نمايش گذاشت. «كمي بعد از آنكه آخرين نمايشنامه ايشان به نمايش گذارده شد وزارت امور خارجه روسيه او را به سمت منشي هيئت نمايندگي سياسي مأمور ايران برگزيد و در 28 اوت 1818 / 25 شوال 1233 به سوي ايران عزيمت كرد». 2 نامبرده پس از پايان مأموريتش به سن پطرزبورگ و مسكو برگشت و مجدد فعاليتهاي ادبي خود را از سر گرفت.

گريبايدوفِ فراماسون خواهرزاده ژنرال پاسكوويچ سردار گرجستاني و حاكم قفقاز چون در منازعه بين دولت روس و ايران حضور داشت و از جزئيات آن مطلع بود در تحميل قرارداد ننگين تركمانچاي به ايران، نقش مؤثري داشت. وي به توصيه پاسكوويچ از جانب امپراتوري روسيه به وزير مختاري دولت روس در ايران منصوب شد. تكبّر و غرور سفير خام و برخوردهايش حاكي از رفتار قوي با ضعيف و غالب با مغلوب بود. گريبايدوف با اين گونه رفتارهاي زشت و ناپسند سعي داشت عزت نفس و شكوه و عظمت ايرانيان را پايمال كند. اين امر موجب شد كينه‌اش در دل ايرانيان جاي گيرد. «وي از لحظه‌اي كه وارد خاك ايران شد همه مقررات متداول ديپلماسي كشور ميهمان را كه همه سفرا و مأمورين كشورهاي خارجي ناگزيرند از آن تبعيت كنند زير پا نهاد و با نخوت و خامي به قانون شكني و آزار و اذيت و هتك حرمت مردمان اين خطه پرداخت. ايشان پا را فراتر نهاد و حتي به درباريان نيز بي‌احترامي مي‌نمود و در امور داخلي ايران دخالت مي‌كرد».3

 به هر حال گريبايدوف كه با نوشتن نمايشنامه‌هايش از مجامع و محافل اعيان و اشراف آن روز و رفتار و رسوم آنها انتقاد مي‌كرد به صورت يك نويسنده تبعيدي از اردوي پاسكوويچ راهي اردوي عباس ميرزا شد تا به قول خودش از چنگ ستمگران بگريزد و در دامان ستم پذيران بيفتد. يكي از عوامل تجديد حوادث، ميرزا يعقوب ارمني بود. يعقوب ماركاريان معروف به آغا يعقوب ايرواني از خواجه سرايان حرم فتحعلي شاه كه ساليان پيش از ايروان به تهران آمده و در دربار قاجار سمت مهمي داشت به واسطه معاملاتي كه انجام داده بود مبلغي به دولت و مردم ايران بدهكار بود و مأموران دولتي درصدد دستگيري او بودند اما وي استنكاف كرد و با استفاده از ماده 13 عهدنامه به پناهندگي گريبايدوف و سفارت روس درآمد. ايلچي روس نه تنها از اين مجرم فراري حمايت، بلكه در ايجاد فشار عليه مردم و استرداد اُسرا از وي استفاده نمود. «آغا يعقوب به حركت زشت ديگري نيز دست زد كه خشم مردم را افزون ساخت يعني سياهه اُسراي قديم و جديد گرجستان را به گريبايدوف داد. در حالي كه اكثر زنان منكوحه مسلمان و صاحبان اولاد بودند». 4

در همين رابطه، ميرزا ابوالحسن خان وزير امور خارجه وقت در نامه‌اي خطاب به گريبايدوف موضوع دزديها و سوء استفاده‌هاي مالي آغا يعقوب را مطرح كرد و تقاضاي محاكمه او را نمود ولي گريبايدوف در جواب از موضوع طفره رفت و در عمل با تحريك و تشويق آغا يعقوب، بر شدت عمل و رفتار خشن خود افزود. ميرزا يعقوب پناهنده شده به همراه چند قزاق، مأمور شناسايي زنان گرجي و ارمني شدند آنها به خانه مسلمانان مي‌رفتند و اگر زني گرجي يا ارمني در جمع زنان خانه‌اي بود او را به خانه ايلچي برده تا ايلچي نظر خود را در خصوص ماندن يا نماندن آن زن در مملكت ايران صادر نمايد. اين اعمال زشت و ناپسند از نظر مسلمانان و امناي دولت، بارها با شكايت همراه بود ولي اصلاً مفيد واقع نشد و هر روز بر تعدي و گردنكشي ايشان و مأمورانش افزوده مي‌شد تا به حدي كه اين دست درازي به خانه اللهيارخان آصف‌الدوله رسيد. گريبايدوف جمعي از مأموران خود را به خانه آصف‌الدوله كه در ميان ارگ دارالخلافه بود فرستاد .آنان تصميم داشتند آن دو زن را كه در خانه آصف‌الدوله بودند جبراً و قهراً با خود ببرند. ولي آصف‌الدوله هر چه از ايشان مهلت خواست ميسر نشد. لذا مجبور شد زنها را با بعضي از معتمدان خود به خانه ايلچي بفرستد تا وزير مختار رضايت يا عدم رضايت آن دو را از ماندن يا نماندن در خانه آصف‌الدوله جويا شود. بعد از اينكه معتمدان با آن دو زن نزد سفير روس رسيدند. ايشان معتمدان همراه را جواب كرد و زنها را نگاه داشت به اين بهانه كه خود بايد بدون حضور كسي از اينان سؤال نمايم. چنين حركات براي مردم معتقد، هرگز قابل تحمل نبود كه گروهي روسي و ارمني به عنف وارد خانه مسلمانان شده، زنان مسلمان را به اقامتگاه سفير برده و يا اينكه زنان را وادار نمايند كه اسلام را ترك كنند.

آصف‌الدوله و مردماني كه از ظلم و ستم به تنگ آمده بوند نزد مرجع تقليد و مجتهد زمان جناب حاجي ميرزا مسيح مجتهد رحمت الله عليه رفتند و اظهار شكايت و دلتنگي نمودند. حاج ميرزا مسيح مجتهد به تكليف مسلماني خود نماينده‌اي نزد ايلچي روس فرستاد ولي ايشان در جواب سخنان درشت گفته و به ايشان با بي‌حرمتي جواب رد داد. ميرزا مسيح براي بار دوم و سوم خواهش استرداد زنهاي مسلمان را نمود كه هر بار با سخنان زشت و مرتدانه گريبايدوف و عواملش رو به رو شدند و نيروهاي روسي دست به تفنگ گشودند دوـ سه نفر از اهل اسلام را مقتول و جمعي را مجروح ساختند. مردم كه از كشته و مجروح شدن تعدادي از هموطنان خود با خبر شدند به سوي درب سفارت كه به دستور گريبايدوف قفل شده بود يورش بردند و به صورت گروههاي ده نفري به داخل سفارت رفتند. درگيري بين مسلمانان و اعضاي سفارت به صورت نفر به نفر شد «در اين درگيري و قيام هشتاد نفر از مردم در راه دفاع از حق و ايستادگي در مقابل متجاوز به شهادت رسيدند. 38 نفر از عوامل سفارت روس نيز كشته شدند. در بين مقتولين سفارت جنازه گريبايدوف به عنوان وزير مختار، آولونگ دبير دوم و پزشك سفارت، منشي ايراني سفارت، يك شاهزاده گرجي، يك افسر روسي، آغا يعقوب ارمني، يازده قزاق و چند مستخدم ارمني مشاهده مي‌شد. تنها مالتسوف دبير اول سفارت از معركه جان سالم به در برد كه در مراجعت به روسيه در حمايت از ايران و بر ضد سفير مغرور و خشن روسيه گواهي داد و اعمال او را سبب خشم و غضب مردم مي‌دانست».5 اين اتفاق در روز ششم شعبان 1244 به وقوع پيوست.

دولت روس در اين زمان با دولت عثماني بر سر قضاياي بالكان اختلاف داشت و سعي كرد ميان دولتين ايران و روس درگيري جديدي رخ ندهد. لذا با اقدامات عباس ميرزا و اظهارات مالتسوف، امپراتور روسيه بوسيله سفير جديد خود، ژنرال دالگوركي سه شرط را به دولت ايران توصيه نمود.

  1. يكي از شاهزادگان درجه اول را براي عذرخواهي به دربار روسيه اعزام كند.
  2. يك نفر از مسببين اصلي قضيه را در ميان مردم اعدام كند.
  3. ميرزا مسيح مجتهد را از كشور ايران تبعيد نمايند.

دولت ايران پيشنهاد روسيه را پذيرفت و با اعزام خسرو ميرزا پسر عباس ميرزا، به دار آويختن رضاقلي بيك فرزند پناه بيك طالشي و بالأخره با فرستادن ميرزا مسيح مجتهد به عراق توانست به سه درخواست روسيه جامه عمل بپوشاند. رضاقلي خان هدايت در كتاب خود مي‌گويد: بدين ترتيب مسلمين تهران پيوند معنوي خود با روحانيون را اعلام كرده و با حركت خويش انزجار خود را از حكمرانان بي لياقت قاجاريه اعلام كردند. اين پيوند حدود نيم قرن بعد با نهضت تنباكو آشكار و با انقلاب مشروطه هويت پيدا كرد.

پی نوشتها:

  1. جهانگير قائم مقام، نكاتي درباره واقعه قتل گريبايدوف، بي جا، بي تا، ص 2.
  2. همان، ص 4.
  3. غلامرضا گلي زواره، ميرزا مسيح مجتهد و فتواي شرف، انتشارات دفتر تبليغات حوزه علميه قم، 1376، ص 107.
  4. همان، ص 114.
  5. همان، ص 134.
برای ارسال نظرات از فرم پایین استفاده کنید.
مسئولیت نوشته ها به عهده نویسندگان آنهاست و نمایش آنها به معنی تایید نظرات آنها نیست.
نام :

پست الکترونیکی :

نظر شما :
خانه بیداری اسلامی
ویژه ها
اینفوگرافی
نشریات خانه بیداری اسلامی
خانه بیداری اسلامی
کتابخانه
خانه بیداری اسلامی
خانه بیداری اسلامی
سایت های وابسته